تبليغاتX
تبلیغات شما را پخش می کنیم. تبادل لینک می کنیم بهترین جوک های ایران

جوک های امروز

به یه نفر ميگن: با �حيدر� جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با �آقا حيدر� جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!

 

يه روز يه نفر داشته پرتغالو با پوست ميخرده بهش ميگن چرا با پوست ميخوري ميگه من كه ميدونم توش چيه چراپوس بكنم بخورم؟؟؟؟؟؟

 

يه روز به يه نفر ميگن صورتي چه رنگيه؟ ميگه قرمز يواش

 

یه نفر تو خيابون 2 ساعت داد مي زنه:اين ماشين نوک مدادي مال کيه مي خوام رد شم! مدتي بعد صاحب ماشين مياد . طرف ميگه کجايي 2 ساعت دارم داد مي زنم؟يارو جواب مي ده اين ماشين که قرمزه!یارو مي گه مگه نوک مداد قرمز نمي شه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

 

يک روز يه نفر يه اسکناس هزار تومني ميبينه ، ورش ميداره ، بعد پرتش ميکنه ميگه : اه ما که از اين شانس ها نداريم.

 

يه روز يکي ميره توي يه مسابقه شرکت ميکنه بهش ميگن : دو دو تا ؟ ميگه : چهار تا ، بهش چهار تا انبه ميدن ، بعد ميره مرحله بعد! بهش ميگن چهار چهار تا ؟ ميگه : دو گوني.

 

یه نفر نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش ميكنند و یارو هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه ، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه طرف خيس عرق شده ، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ طرف ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم

 

يه نفره كلاس رقص باز ميكنه بعد از يه مدتي ور شكسته ميشه ميرن تحقيق ميكنن ميبينن وسط كلاس رقص جو ميگرفتتش شا باش ميداده

 

یه احمقه يه پرايد ميخره همون روز تصادف ميکنه از چنتا از دوستاش شنيده بوده که اين ماشين خيلي بدنش نازکه داشته از لوله اگزوزش فوت ميکردکه درست شه دوستش مي ياد ميگه داري چکار ميکني احمقه ميگه دارم فوت ميکنم درست شه دوستش ميگه همين کارارو ميکني که مارو مسخره مکنن لااقل پنجره هاشو ببند

 

یه نفر يه ماشين دربداقون داشته دوستاش جمع ميشن و ميگن بابا اين ماشينو يه ستي به سر گوشش بکش بفروشش یارو ميبره ماشينشو درست ميکنه کيلومترشم صفر ميکنه يه هفته بعد دوستاش ميبينن بازم سوار همون ماشينه ميرن بهش ميگن بابا باز تو سوار همين ماشيني یارو ميگه خوب ماشين صفرو خودم سوار ميشم چرا بفروشمش

 

مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا 1 متر لامپ بدين

 

از فوتباليستي مي پرسن؟ چرا هميشه قبل از زدن گل مي ري حموم؟ يارو مي گه: آخه مي خوام گل هاي تميز بزنم

 

يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره.

 

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 1:12 PM توسط علی قاتی باقالی |

                    اس ام اس های زیبا

 

        گاهی آنقدر غرق آرزو هستی که فراموش میکنی خود آرزوی کسی هستی  

 

اگه این پیام را خوندی یعنی دوستم داری ، اگه پاکش کردی یعنی عاشقمی ، اگه جواب داری یعنی منو میخوای . حالا چیکار میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

می خوابم تا خوابت ببینم ، بیشتر میخوابم تا تو را بیشتر ببینم ، اگه بدونم مردگان هم خواب میبینند میمیریم تا تو را همیشه در خواب ببینم

 

در خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در میزند .... در را گشودم روی او ....دیدم غم است در میزند ....ای دوستان بی وفا ....از غم بیاموزید وفا ....غم با همه بیگانگی ...هر شب به من سر میزند. 

 

ای که  دور از من و در قلب منی ، باخبر باش که دنیای منی ، شادیت شادی من ، غصه ات غصه من ،قلب ت  خانه من ، خانه ات قبله من

 

آبمیوه صداتم ، چرخ کرده نگاتم ، قربون اون چشاتم ، کشته خندهاتم ، من مرده حیاتم ، تا عمر دارم فداتم ، بعد از مرگم خاک پاتم ، تا هستی خاطرخاتم  

 

زیباترین غروب (غروب عاشقان ) زیباترین سنگ ( دل یار ) زیبا ترین دوست ( قلب تو ) زیباترین مایع (اشک ) زیبا ترین ناله (آه ) زیبا ترین کلام (دوستت دارم )

 

سکوتم را به باران هدیه کردم ، تمام زندگی ام را گریه کردم ، تبودی در فراق شانه هایت ، به هر خاک رسیدم تکیه کردم .

 

جیک جیک جیک ...یک جیک دیگه اضافه کن و به یک جوجه ی بفرست با تشکر سازمان سرشماری جوزه های آخر پاییز .

 

یکی تصادف میکنه و میمیره . یکی پیر میشه میمیره ، یکی بیمار میشه و میمیره . بالاخره هرکسی یه جوری میمیره . ولی من واست همه جوره میمیرم.

 

زندگی سه ایستگاه داره (عشق ، جدایی و مرگ ) قربونت داداش من ایستگاه اول پیاده میشم.

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 11:0 AM توسط علی قاتی باقالی |

جوک امروز

 

 به يه تركه توپ فوتبال نشون ميدنو ميگن: اين چيه؟ طرف کلي فکر ميكنه و ميگه: شطرنج گردالي !!!

----------------------------

 

 به يه آقايي ميگن سه تا اسم بگو كه آخرش الله باشه ميگه: روح الله، عين الله، سيندر الله !!!

---------------------------

 

 از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه، چشماتون قشنگ ميبينه !!!

---------------------------

 

 تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند !!!

----------------------------

 

به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر !!!

-----------------------------

 

 تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره !!!

------------------------------

 

 به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا. ميپرسن: كدومش بزرگتره؟
ميگه: خوب اوليش !!!

-------------------------------

 

 يه تركه اسم بچشو مي ذاره بانك هر روز ميزنتش !!!

--------------------------------

 

يه ترياكي تو پيغام گير تلفنش ميذاره: هشتم ولي خشتم !!!

---------------------------------

 

 به يه تركه ميگن :‌ راسته شما به خر ميگين داداش ؟
ميگه آره داداش

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 8:16 AM توسط علی قاتی باقالی |

 

جوک های امروز

 

 تركه باباش ميمره، هفتمش شلوغ ميشه، چهلمش بليط ميفروشه!!!

 

 

 تركه مادر، پدرشو ميكشو بعد ازش ميپرسن چرا اينكارو كردي؟ ميگه آخه بعد از 40 سال، تازه به رابطهء كثيفشون پي بردم!!!

 

 

 تركه ميره پابوسه امام رضا، ميگه غربونت برم كمكم كن بنز الگانس بانك تجارت رو برنده بشم تا سال ديگه با خانواده بيام پابوست. ميگذره و برنده نميشه. ساله ديگه با خانوادش ميره پابوسه امام رضا ميگه يا امام رضا كمك كن من بنز الگانس بانك تجارت رو برنده بشم تا سال ديگه با كل ايلو تبارم بيام پابوست. بازم برنده نميشه. سال بعد با تمام ايلو تبارش ميره پابوس امام رضا ميگه كمك كن بنز الگانس بانك تجارت رو برنده بشم تا سال ديگه با كل همشهريام بيام پابوست! شب امام رضا به خواب زن تركه ميره و بهش ميگه: برو به اون شهر شاسكولت بگو اول بره يه حساب تو بانك تجارت باز كنه بعد بياد پابوس!!!

 

 

 تركه به دكتره ميگه: آقاي دكتر من صد سال عمر مي كنم؟ دكتره ميگه: سيگار ميكشي؟ تركه ميگه: نه. -مشروب ميخوري؟ -نه. –ترياك ميكشي؟ -نه. –غذاي چرب ميخوري؟ -نه. -اهل خان... –نه. دكتره ميگه: پس مرتيكه توي اين صد سال چه غلطي مي خواي بكني؟!!

 

 

 تركه تو صف نونوائي بوده، بعد يهو دور از جون شما يه صداي بدي ازش مياد! همه برميگردن بهش نگاه ميكنن. بعد با قيافه اي حق به جانب ميگه: والا با اين نوناشون!!!

 

 

 تركه هيئت سينه زني راه ميندازه. روي سر درش ميزنه: به علت فوت امام حسين تعطيل است!!!

 

 

 قزوينيه ميبينه صف نون شلوغه ميگه: منو اين همه خوشبختي!

 

 

 مگسه ميوفته تو چاه توالت، ميگه: منو اين همه خوشبختي!

 

 

تركه ميره جلوي آينه و چشماشو مي بنده. ميگن چرا اينكارو مي كني؟ ميگه: آخه مي خوام ببينم وقتي مي خوابم چه ريختي ميشم!!!

 

 

 يه قزويني رو توي صف برق ميگيره، تا آخر صف همه ميمرن!!!

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 5:20 AM توسط علی قاتی باقالی |

جوک های امروز

 

توي جهنم بمب ميزارن، يه سري ترك شهيد ميشن، ميرن بهشت !!!

 از تركه ميپرسن: ميزاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه !!!

باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گريه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده !!!

 تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره !!!

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه
پيش روشن شد !!!

 از تركه ميپرسن: چرا شما به "ق" ميگين "گ"؟ تركه ميگه: اون گبلا گبلا ها، گديم گديما! ميگفتيم حالا ديگه نمي گيم !!!

 موبايل يه بنده خدا تو توالت زنگ مي زنه!، طرف مي گه: اهن...اهن...!!!

 به تركه ميگن اذان بگو. تركه ميگه: از اولش؟ ميگن: آره ميگه: اول اول؟ ميگن: آره بابا تركه ميگه: تيك تاك، تيك تاك، تيك تاك...!!!

 تركها به نون باگت ميگن: تهاجم فرهنگي !!!

 يه كامپيوتري اختراع مي شه كه هر چي ازش مي پرسيدن جواب درست ميداد. يه روز تركه ميره يه چي ازش ميپرسه كه كامپپيوتر قاط ميزنه و منفجر ميشه! از تركه ميپرسن: ازش چي پرسيدي؟ ميگه: پرسيدم اون چيه كه زمستون تو خونس، تابستون بالاي درخت؟ ميگن: خوب جوابش چي ميشه؟ ميگه: بخاري! ميگن: مرتيكه بخاري تابستونا بالاي درخت چي كار ميكنه؟ تركه ميگه: مالمه، دوست دارم بزارم بالاي درخت !!!

+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 2:13 AM توسط علی قاتی باقالی |

امروز می خوام بترکونم 

 

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: آخه ميخوام ببينم كدوم اوشكولي ميخواد باطلش كنه !!

 

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه !!!

 

 تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يه جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم ؟!!

 

 ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يه اتاق گرد، ميگن برو يه گوشه بشين !!!

 

 تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم !!!

 

 از طرف اداره آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟ !!!

 

 زمان جنگ رشتيه رو ميبرن خط مقدم. زير آتيش شديد عراقيها، رشتيه با اراده اي راسخ از خاكريز ميره بالا، داد ميزنه: من مرد جنگم. يهو يه خمپاره ميخوره بغل پاش ميگه: من برميگردم !!!

 

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگزاره: پسفطرت !!!

 

 لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي صدايي !!!

 

 تركه ميره مدرسه دنبال بچش. ميره طبقه ي اول، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري دانش آموزان با استعداد. از مسئولش مي پرسه: آقا بچه ما اينجاس؟ طرف ميگه: نه داداش. ميره طبقه ي دوم، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري دانش آموزان متوسط. ميبينه بچش اونجاهم نيست. ميره طبقه ي سوم، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري دانش آموزان خنگ، كودن، كم حافظه ! با خودش مي گه حتما همينجاس. ميبينه بچش اونجا هم نيست. ميره طبقه ي چهارم، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري علي اصغر !!!

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 10:55 PM توسط علی قاتی باقالی |

جوک ها امروز

 

 تركه ميره استخر آهنگ تايتانيك گوش مي ده، جو ميگيرتش غرق مي شه !!!

 

 تركه ميره مرغداري، جو مي گيرتش تخم ميزاره !!!

 

 تركه داشته با بچه اش گرگ بازي مي كرده، يهو جو مي گيرتش بچشو مي خوره !!!

 

 تركه ميره پارتي يكي داشته هليكوپتري ميزده، تركه رو جو مي گيره طرفو با آر پي جي ميزنه !!!

 

 تركه دنبال دزده مي كنه ازش جلو مي زنه !!!

 

 تركه ميره مانور اسير مي شه !!!

 

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر، باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم ؟!!

 

 تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطان سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم مي شه،اونم به جاش شروع مي كنه به فحش خواهر و مادر دادن !!!

 

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: مرتيكه تو كه فرقون داري،‌ چرا اينارو ميزاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد !!!

 

 يه روزي از روزا پسره تركه ميره پيشه باباش ميگه: بابا چرا به ما ميگن خر! پدره با قيافه اي حق به جانب ميگه: پسرم برو يه قاشق با يه قابلمه بيار. پسره ميره و مياره. پدره به پسره مي گه: خب حالا دقت كن. بعد پدره قاشق رو مي زنه به قابلمه. يه دفعه پسره از جاش بلند مي شه ميگه: كيه! .پدره ميگه خب حالا ديدي چرا به ما ميگن خر؟ پسره ميگه: آره .بعد پدره رو پسرش ميكنه ميگه: خب پسرم حالا اينارو بگير بابا بره درو باز كنه !!!

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 7:5 PM توسط علی قاتی باقالی |

جوک های امروز 

 

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين مي اومدم !!!

 عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بود و داشت بچه‌ها رو تماشا مي‏كرد، يه بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچه شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي !!!

 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن خلاصه اونقدر پاچه خواري ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون خر‌چرخ ميزده! ، يهو آرنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اه‌ ... باز اين سيريش پيداش شد !!!

 يارو تهرونيه ميره مشهد حرم امام رضا، يك نامه بلند بالا هم مينويسه كه آره امام رضا جون، پنج ميليون پول ميخوام، يك ماشين ميخوام، يك زن رديف ميخوام و خلاصه يك صفحه پر ميكنه، زيرشم مينويسه: يا امام رضا، اگه اينا رو نميدي، بزن مارو بكش راحتمون كن. خلاصه نامه رو ميندازه تو، بعد يك دقيقه نگاه ميكنه به آسمون، ميبينه يكي از گلدسته‌ها داره ميافته روش! بدبخت پاپيون ميكنه و خودشو پرت ميكنه يك طرف و خلاصه با هزار بدبختي جاخالي ميده. بعد كه خطر رفع ميشه بلند ميشه داد ميزنه: جسارته يا امام رضا، بگمونم نامه رو پشت و رو گرفتي !!!

 پرگاره رو جو ميگيره، مربع رسم مي كنه !!!

 از تركه مي پرسن نظرت راجع به جنگ ايران و عراق چيه؟ ميگه خوبه... آمريكا عراق رو مي زنه بعد ايران هم آمريكا رو مي زنه مي ره جام جهاني !!!

 توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد !!!

 تركه با حالتي مايوس ميره جلوي آينه، يهو دگرگون ميشه!، ميگه: خدايا چي ساختي، ري.. !!!

 رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم !!!

 تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد !!!

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 6:2 PM توسط علی قاتی باقالی |

جوک های امروز 

 

تركه ميره پيش رفيقش مي گه: غضنفر ماتيز گرفتم. رفيقش ميگه: نه بابا... از ايدز بدتره !!!

 

از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟! ...مثه سگ !!!

 

 سوسكه سياه مست ميكنه، شب ميره بغل دمپايي ميخوابه !!!

 

 تركه ميره مكه؛ وقتي برمي گرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: خدا كه خانه نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن !!!

 

 تركه تلوزيون رو روشن ميكنه، ميزنه كانال يك، ميبينه يك ملاهه نشسته داره صحبت ميكنه. ميزنه كانال دو، ميبينه چهار تا ملا نشستن دارن باهم حرف ميزنن. ميزنه كانال سه، ميبينه يك مجلسيه 15 تا ملا نشستن باهم بحث ميكنند. ميزنه كانال چهار، ميبينه صدهزار تا ملا نشستن تو يك سالن، يكيشون داره براي باقي حرف ميرنه. داد ميزنه: هوي اصغر! زود اون دبه نفتو بيار، لونه‌شون رو پيدا كردم !!!

 

 تركه ميره بانك وام بگيره، ضامن نداشته، منفجر مي شه !!!

 

 مارمولكه ميره مشهد، ميشه مشمولك! چند وقت بعد بزرگ ميشه، ميشه مشمول! ... ميبرنش سربازي !!!

 

يه روز دختر تركه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت !!!

 

 به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد !!!

 

 آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچه‌ها... قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچه‌ها !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 3:7 AM توسط علی قاتی باقالی |

 

جوک های امروز

از لره در مورد آمريكا سوال مي‌كنند
ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد بريــــــنه به ايران

به لره ميگن : اين خيابون كجا ميره؟
لره ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره

ميدونين تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟؟؟؟ اولي آشغال جمع ميکنه...دومي آشغال پخش ميکنه

چي كار كردي اينقدر طرفدار پيدا كردي؟
هر جايه شهر ميري تو يه تابلو نوشتن"گوسفند زنده"

یه بسیجیه به شال رهبر دست می زنه میگه : آقا تبرکه ؟!
آقا میگه : نمی دونم حمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــید !!!!!!!!!!!

تبليغات کرم موبر
 قبل از مصرف : ميرزا کوچک خان جنگلي
 بعد از مصرف : رونالدو
مصرف نادرست : رفسنجانی

عزيزم چشماي تو مثل درياست اجازه مي دي توش جورابمو بشورم

يه روز احمدي نژاد ميره چين و ميگه:ما مشت محكمي بر دهان آمريكا مي زنيم
چيني ها هم ميگن:صل علي محمد روح بروس لي آمد!!!!!!!!!!!!!!

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون

زنی به شوهرش میگه سه تا حیوون وحشی رو نام ببر که با (خ) شروع بشه ؟
مرد میگه : ۱. خودت ۲. خواهرت ۳. خدا بیامرز مادرت !

لره ميميره عکسشو نداشتن سره خاکش بذارن
تا گردن خاکش مي کنن

لره داشته تو پارتي ميخونده: ميخوام كه با بوسه گل لباتو پرپر كنم... يه دفعه كميته ميريزه تو پارتي. لره ادامه ميده: گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم

 يكي زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين.

نامه بوش به احمدي نژاد
قدو بالاي تو رعنارو بنازم.چشماي خوشگل و شهلاتو بنازم.تو که خوب نامه ميدي.بوي عمامه ميدي چرا نميرقصي؟ واي چرا نمي رقصي

يه بار از يه خر ميپرسن چرا گوشهات بزرگه؟؟
ميگه هر خوشگلي بالاخره يه عيبي داره دیگه...

يه بار يه لره سرشو قير گوني می كنه
ازش ميپرسن چرا اين كارو كردي؟
ميگه آخه دماغم چكه ميكرد

در مسابقه اسب‌دواني، يك عربه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد.
مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره‌ 28 شرط‏بندي كردي؟
گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد.
مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟
گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

یک روز یه لره رفت دشتشویی و آفتابه را پاره کرد.
پرسیدند چرا این کارو کردی.
گفت : بی صاحب برای من ژست می گیره!

یه اصفهاني تو تاکسی جو ميگيرتش کرايه راننده رو هم حساب ميکنه

ملا اولي : من دو ماشين دارم : يك وانت و يك ماكسيما! با وانتم مي رم خريد و با ماكسيما به گردش و مهماني مي رم.
ملا دومي : چه جالب. اتفاقاً من هم دوتا زن دارم كه با يكي به مكه و سوريه مي روم و با دومي به دبي و پاريس!!!!

ميدوني چرا دنيا ديگه مثه تو نداره؟
چون نسل دايناسورا منقرض شده

برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثل اسب.
چشماش قشنگ باشه مثل آهو
زیبا و با وقار باشه مثل طاووس
ولی مرد فقط کافیه خر باشه

یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!

چراغ دستشویی لره خاموش میشه. لره میگه : اههههههه بازم باید از حفظ برینم!!!

اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

به لره میگن ترمز ABS چیه؟
میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت عباس رو می کنه!!!

زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست
ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند

یه روز یه لره تو اتوبوس میگوزه همه برمیگردن نیگاش میکنن. لره میگه والاااا

لره با زنش دعواش میشه
میگن بهش آقا شما چرا بی دلیل زنتو میزنی
میگه اگه دلیل داشتم که میکشتمش

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 4:0 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوک های امروز

بسیجیه میره داروخانه میگه : آقا شربت شهادت دارید !!!

یکی از قرشتگان مامور شد بره از حوا بپرسه چرا از میوه ممنوعه خورد؟ حوا که نمی تونست جواب بده فرشته رو پیش ادم فرستاد. ادم لحظه ای مکث کرد چون کسی رو ندید پس با صدای بلند گفت : حمیدددددددددددددددددد

از اخونده می پرسن معیار شما واسه انتخاب همسر؟ می گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا.صبر زینب. فداکاری سمیه. اندام جنیفر لوپز

 انرژی ذغالی روزی به پایان میرسد ما خواهان فناوری هسته ای می باشیم (فدراسیون منقلي های ایران)

تركه افسر راهنمايي رانندگي ميشه، يه روز به يه ماشين گلف قرمز رنگ تو خيابون گير ميده و موقع حرکت هي با بلندگو داد ميزنکه " آهاي پرايد نوک مدادي بزن کنار کارت دارم" ... هرچي تركه بيشتر داد ميزد ماشينه بيشتر دور ميشد . آخر تركه از فرط عصبانيت با شدت هر چه تمام الگانس رو ميکونه به ماشينه .... و بعد تصادف وقتي پياده ميشه بدو بدو ميره يقه يارو رو ميگيره و ميگه " مرتيکه خر مگه نميگم پرايد نوک مدادي بزن کنار؟ مگه کري؟" يارو هم ميگه اولا اين ماشين نوک مدادي نيست و قرمزه ... تركه ميگه " خوب نوک مداد گرمزه ديگه " ... يارو گفت دوما اين ماشين که اصلا پرايد نيست ... گلفه .... تركه هم گفت " خوب گلفه(قفله) که گلفه (قفله) از پنجرش بيا بيرون " !!!

يه بار يه بسيجي قرص ايکس ميزنه ميره تو خيابون به يه دختري مي گه افتخار مي دي دو رکعت نماز با هم بخونيم.

يه بار يه اخونده ايکس ميزنه تو قنوت نماز ميگه:ربنا اتنا في ددددنيا ديگه متل تو نداره.

مي دوني فرق تو با گاو چيه ؟
ناراحت نشو شوخي کردم ، هيچ فرقي نداريد !!!

نامه جديد احمدي نژاد به جرج بوش: اگر خورشيد را در دست راستم نهيد و ماه را در دست چپم هر گز نمی توانيد انرژي هسته اي را از من بگيريد!

سلام خوبی ؟ دیشب خوابتو دیدم . با یه لباس خوشرنگ نارنجی
اومده بودی دم خونه ی ما . هر چی اصرار کردم بیا تو گفتی نه
فقط سطل آشغالتون رو بیار !

کاش زن هم مثل پول بود ..... !!!
یه دونه چهل ساله میدادی...... دو تا بیست ساله میگرفتی....!!!!

جوايز قرض‌الحسنه بسيجيان: 99 تسبيج 99 دانه به 100 نفر، 100 عدد جانماز به 99 نفر، 200متر چفيه به 400 نفر (هر نفر نيم متر)، هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتياز، آخرين مهلت تا پايان هفته بسيج!

لره ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. لره ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

به لره ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد

يه لره پسرشو نصيحت ميکنه ميگه: پسرم خواستي ازدواج کني با فاميل ازدواج کن. نمي بيني داييت رفته زن داييتو گرفته ؛ عموت رفته زن عموتو گرفته......!

 يه روز يه بسيجي عاشق ميشه يه مسجد ميکشه وسطتش يه تير.....

به لره مي گن چرا سياه پوشيدي؟
مي گه بابام مرده
مي گن چرا پاره پورست؟
مي گه :اخه خدا بيامرز نمي ذاشت خاکش کنيم

به لره مي گن ساعت چنده؟ مي گه 10 مي گن دقيق بگو؟ مي گه: 5.30

شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

جاسم تو مهموني مي گوزه از خجالت دعا مي کنه خوابش ببره بعد از 300سال بيدار مي شه
مي ره نون بخره يه سکه مي ده طرف مي گه :اين که مال دوره ي جاسم گوزوه

قانون 10 نيوتن : رفتي دستشويي به اميد جاذبه نشين زور بزن

 


+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 12:30 PM توسط علی قاتی باقالی |

می خوام هر کسی که اینرو می بینه حتما نظر بده.

ممنون می شم

خب . من می خوام بدونم اگه جوک ها را در ادامه ی مطلب بریزم بهتره؟ یا همینجوری که هست.؟

اگه بخواین در ادامه مطلب بریزم اینجوری میشه: تو صفحه ی اصلی بجای جوک ها می خونین : جوک های سری فلان. خود جک ها رو هم میریزم تو ادامه ی مطلب.

اگه مجموع نظرات موافقت شده بالای ۳۰ تا باشند ، من جوک ها را در ادامه ی مطلب می ریزم.

و اگر نظرات مخالفت کننده بالای ۳۰ تا باشه این کار رو نمی کنم.

لطف کنید و شرکت کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 2:52 AM توسط علی قاتی باقالی |

 

جوک های امروز

از حیف نون می پرسن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب مي کني چه احساسي داري؟ ميگه احساس گناه! ميگن چرا؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست!

از حیف نون می پرسن تو جوونیات ورزش می کردی؟ می گه هالتر می زدم. می پرسن حالا چی؟ می گه حالا حال ندارم، تِر می زنم!

حیف نون سوار گاو مي شه... گاوه هي مي گفته: موو موو... حیف نون ميگه خفه شو! اول مو بعد تو!

حیف نون ميره جهنم دمپايیشو پرت مي كنه توي بهشت، به خدا ميگه: برم دمپايمو بيارم؟

حیف نون يه جسد مي بره پزشكی قانوني. بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه:سم خورده. ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد!

يه نفر داشته توي دريا غرق مي شده، بلند بلند داد مي زده: كمک! من شنا بلد نيستم! حیف نون داشته رد مي شده. ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟

حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشین می اومدم.

از حیف نون می پرسن چرا حموم نمی ری؟ میگه: به جاش قرص چرک خشک کن می خورم
فرستنده جوک: پریسا

سه نفر پلیس مخفی میشن. الان نیروی انتظامی 4 ساله دنبالشون می گرده بهشون حقوق بده!

از سیاه پوسته می پرسن بدنت رو با چی می شوری؟ می گه با مشکین تاژ!

حیف نون زنش می میره، می ره با خواهر زنش ازدواج می کنه. ازش می پرسن چرا این کار رو کردی؟ می گه برای صرفه جویی در مادرزن!

حیف نون ميره خونش مي بينه بوي گاز مياد. به زن و بچه اش ميگه کسي لامپ رو روشن نکنه من فندک دارم!

به
اصفهانيه ميگن: براي چي موقع حرف زدنت اينقدر اس اس مي كني؟
ميگه: اينا همش شايعس! كي گفتس؟ غلط كردس. اينا همش حرف مفتس!


زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!

پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي؟»
پسر با شرمندگي: «نمي خواهم شما را بترسانم، ولي دیروز معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند، تنبيه مي شود»


حیف نون میره پیش دکتر و می گه: آقای دکتر به دادم برس! از صبح تا حالا کمرم راست نمی شه! دکتر با تعجب به سر تا پای حیف نون نگاه می کنه و می گه: علتش معلوم است! دکمه یقه پیراهنت را به دکمه شلوارت وصل کردی!

معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟ دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»

یکی بود یکی نبود.یه روز زمین عاشق خورشید شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو رودر باسی موند
فرستنده جوک: نیما

اگه گفتيد شباهت "زن" با "گردباد" چيه؟
جفتشون اول كه ميان با هيجان وارد زندگيت ميشن..
و
جفتشون موقع رفتن خونه، ماشين، و همه زندگيتو با خودشون مي برن!


 

+ نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 2:46 AM توسط علی قاتی باقالی |

 

جوک های امروز

 
يک روز کرده سر زمين بوده ميبينه از دور يک ابر تيره داره مياد ميگه خدايا اگه اين از اينجا رد بشه و به مزرعه من ضرر نزنه من يک مرغ نذر ميکنم ابر ها نزديک ميشن ميگه گوسفند نذر ميکنم ابرها نزديکتر ميشه ميگه گاو ميکشم ابرها بدون ضرر رد ميشن کرده ميگه خدايا خودت مدوني کردها از اين حرفها زياد ميزنه

احمدي نژاد : من ورزشکار نيستم ولي شبها با شلوار ورزشي مي خوابم


لره مسافر کشي مي کرده .يه جا زنه مي گه : اقا ببخشيد کريمخان ميريد؟ لره مي گه: اه خوب معلومه اگه نميريد که مي تركييد

به لره می گن گوز چه شکلیه؟ می گه: حلقه ای . می گن : چرا؟ می گه: اخه هروقت زنم می گوزه می ندازه گردن من

 به لره می گن تا حالها توی زندگیت ریسک کردی می گه اره، یک بار که اسهال داشتم بدجوری گوزیدم.

يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا ردتون مي كنم. 

یه روز یه پشه تو چای یه اصفهانی می افته . اصفهانیه پشه رو از توی چای در میاره و میگه :  یالا توفش کن .  

يه روز يه اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار ميداده که دستش عرق ميکنه بعد دستش رو باز ميکنه به 25 تومني ميگه اگه تافردا هم گريه کني خرجت نميکنم!! 

از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم 

یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگد راست مگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگد آره آمو 

یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند

یک اصفهانی چایی می یاره برای مهموناش ولی قند نمی یاره می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بخورید یه بچه ای میره تو بر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره  می گه من گفتم چای با قند بخور نگفتم چای  شیرین درست كن.

جوايز بانک بسيجيان:2 دستگاه تانک ذولفقار , 2000 متر پارچه چفيه, 5000 بليط سفر پياده به کربلا.
هر 5 سانتي متر ريش در هر روز 1 امتياز

شرايط پرواز در ايران: 1. اصل شناسنامه 2. پول بليط 3. دو قطعه عکس 20 در 25 براي سر قبر 4. فتوکپي برابربا اصل وصيت نامه

در گروه های دوستی دخترها هر روز می توانید شاهد این باشید که چطور همدیگرو مورد محبت قرار میدن.مثلا:
_ وقتی همدیگرو میبینن ابراز دلتنگی می کنن, با جملات ساده ای مثل : چقدر دلم برات تنگ شده بود
_ وقتی یکیشون مدل موش عوض میشه یا لباس جدید می خره بقیه حتی کوچک ترین جزئیاتی رو هم فکر میکنن قشنگه به زبون میارن ...مثلا : رنگش خیلی بهت میاد !!
و اما در گروههای دوستی پسرا ( چی بگم !؟! ) :
پسره در اوج محبته , احساس می کنه الان خیلی دلش برای دوستش تنگ شده, میره پیشش و مکالمات از این قراره :
_ به سلام خره...چطوری ( این جمله رو با نهایت عشق گفتا !!) و چون احساس نزدیکی میکنه, یه ضربه ی محکم هم به پشت کمر رفیقش میزنه که پسره پرت میشه تو جوب !!
_ دوست گرامی هم در جواب : بهههههههههه سلام رضا چی توز چطوری ؟ ؟
( از نوشتن بقیه ی جملات بسيار عاشقانه معذورم چون دیگه میره اون کانال !!)
وقتی یکیشون مدل موش رو عوض میکنه یا یه تیپ دیگه ای میزنه عکس العمل دوستاش اینه:
خیلی توپه !! یه چیزی تو مایه های آفتابه و سیفون .....شدی !!!
وقتی یکی یه لباس نو می پوشه (حالا فرض کنید چیز خوبی هم خریده :فرض محال که محال نیست(؟) بقیه :
چند خریدی ؟؟ نمیرزه بابا !! یارو ....گیرت آورده, گرون خریدی بدبخت !!!  رنگش مثل قورمه سبزیه
خداییش دیگه همینطوره!!!!

لره با نردبون ميره سينما .ازش ميپرسن اين چيه نفهم؟
ميگه آخه ايلده فيلمش بلنده

+ نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 2:8 AM توسط علی قاتی باقالی |


پدرت چطوره؟
-عمرشو داد به شما
-اصفهاني: از قول من ازش تشكر كن

يه روز يه مرده جلوي يه فيل خودشو لخت ميكنه فيله ميزنه زير خنده
مرده ميگه : چرا ميخندي
فيله ميگه: آخه تو چطوري با اين نفس ميكشي.

محمود فکري رسما اعلام کرد بعد از خداحافظی از تیم ملی می خواد دنبال گیتار شماعی زاده بگرده !!!


لره دل درد داشت رفت دکتر.دکتر یه ظرف کوچیک بهش داد و گفت :فردا تو این مدفوعت رو بریز بیار. لره فرداش با یه سطل پر رفت پیش دکتر . دکتر گفت این چیه ، چرا اینقدر زیاد .
گفت : آقای دکتر گفتم شاید تعارف میکنی.

یه روز یه پلیس به معتاده میگه : بی حرکت .معتاده میگه : بابا کو حرکت.

شنیدی لره تو لیوان می گوزه . نشنیدی ؟ جدی میگی ؟ خب اگه تولیوان بودی میشنیدی...

اصفهانيه یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد .

غضنفر زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش مي‌پرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ لره ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. غضنفر ميگه: خوبه همينو بدين .

کرده تو کردستان 15 نفر رو می‌کشه، تو دادگاه به حداکثر مجازات محکوم میشه. می‌گیرن شلوارشو درمیارن،‌ پاش استرچ می‌کنن

تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوک می گفتن، رشتیا برای تركا جک میگن، نوبت تركه که میشه،‌ تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش،  نمیذارن بگه. بار بعد که نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ‌ولی وقتی بلندش میکنن میبینن رشتی بوده.

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم
دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم فوتبال و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم
 درس مي‌خونيم

لره تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون
اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. لره ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا،
يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من
يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. لره ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

به تركه ميگن چرا ترك شدي     ميگه: امكانات كم بود     ميگن :خاب چرا لر نشدي    ميگه:نه ديگه امكانات  اينقدر هم كم نبود

تَریاکیه باید آزمایش مدفوع میداده، یک شیشه بهش داده بودن که توش
نمونشو بیاره. میره خونه و می‌شینه تو مستراح، شروع میکنه زور زدن! خلاصه بعد
 از دو سه ساعت عرق ریختن، یک سنده یک سانتی گیرش میاد که واسه نمونه
ببره. وقتی میره جواب آزمایشش رو بگیره،‌ بهش می‌گن: شرمنده قربان، ‌نمونه شما
گم شده. تریاکیه شاکی میشه،‌ دادمیزنه: ای مال مردم خورا

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال.

+ نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 2:56 AM توسط علی قاتی باقالی |

 

جوک های امروز

حوا از آدم مي‌پرسه: منو دوست داري؟
آدم ميگه: مگه چاره ديگه‌اي هم دارم؟

به لره ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو
ميگه مامانتو

به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد
ميگه لاي نون
ميگن لاي نون؟
ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لو

لره سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از لره ميپرسه: شما چي؟ لره مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

دو تا لره دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟
دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه.
ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه.
خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد.
آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

پارسال يه همچين موقعهايي 3 تا ترك ميرن قايمباشك بازي كنن، 2 تاشون تا حالا پيدا نشدن!!!

يک روز يک لره می خواسته بره بهشت زهرا هر جا می ره گل پيدا نمی کنه کمپوت ميبره!!!!!!

لره داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتومبیل در لاین مخالف در حرکت است" لره همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن

یه تركه با چهارتا فارس توی خوابگاه دانشگاه هم اتاق بودن . این فارس ها تمام ترم این رو سر کار گذاشتند و اذیتش کردند . آخر ترم حسابی پشیمون شدن و اومدن به تركه گفتن ما قول میدیم دیگه اذییت نکنیم .تركه گفت : گول گول میدین.فارس ها گفتن : قول قول میدیم دیگه کاری نداشته باشیم.تركه گفت : پس من گول میدم دیگه تو قوری چاییتون نشاشم.

لره میره آمپول بزنه. تا یارو آمپول میزنه لره از جاش بلند میشه و داد میزنه: حیوون مگه کوری؟ سوراخ به این گندگی رو نمی بینی میزنی بغلش؟

لره سوار ماشین بوده چراغ قرمز با تمام سرعت رد میکنه دوستش بهش میگه : بابا تصادف میکنی ها . لره میگه : بی خیال بابا عشقی باش... چراغ دوم باز رد میکنه . رفیقش میگه : یکی میزنه بهت داغون میشی ها . لره میگه : بی خیال بابا عشقی باش....چراغ سوم و چهارم و پنجم و همینطوری رد میکنه یه دفعه چراغ ششم وقتی چراغ سبز بوده لره میزنه رو ترمز . رفیقش دیگه : بابا تو خلی ها چراغ سبز رو صبر میکنی. لره میگه : یه وقت دیدی یه نفر عشقی عشقی از اونور اومد.

اينو بدون که توي اين دنيا فقط يک قلب هست که به خاطر تو ميطپه و اون قلب خودته.

به آسمان نگاه می کنم تو را می بینم ، به درخت نگاه می کنم تو را می بینم ، به دریا نگاه می کنم تو را می بینم . ممکنه یه کم بری اونور تر ؟

+ نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386ساعت 3:36 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوک امروز

عاشقی مثل ریدن تو شلواره ...همه می بیننت ولی گرماشو فقط خودت و خودت  حس می کنی.....

به روز لره ميره مخابرات وقتي نوبتش ميشه مسئول اونجا ميگه که بفرمائيد کابين آخر . ( بعد از کابين آخر دستشويي بوده )
لره اشتباهي ميره دستشويي دسته سيفون رو ميگيره جلوي دهنش داد ميزنه :الو بوآ بوت مياد ولي صدات نمياد .

يه لره رو برق ميگيره !
مادرش ميگه که : ننه جون ولش نکن همين بود باباتو کشت .

كرده میره بدنسازی  مربی بهش میگه هفته ی اول تنت درد میگیره میگه خوب پس من از هفته ی دوم میام.

از لره ميپرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد ايمان و تقوا .

لره ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه.

كرده ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.

كرده قلكش پر ميشه، 500 تومن سر ميده، با يه قلك نو عوض ميكنه.

كرده قلكش پر ميشه، ميندازتش دور

لره ميميره، روحش لاي پنكه سقفي گير ميكن

لره ميره توالت با دهن خوني مياد بيرون.
ميگن: چي شده؟
ميگه: گه بگيرنش. مسواكش خيلي بزرگه.

تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه . ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد ازتركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!

لره رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده!!

تركه ميخواسته خبر شهادت يكي رو به پسرش بده، ميگه: پسرم پدرت كجاست؟ پسره ميگه: بابام جبهس. تركه ميگه:ااه... بيلاخ! مُرده!

لره ميره خواستگاري، دختره وقتي مياد چايي تعارف كنه تلنگش در ميره. ‌يه كم ميگذره لره ميگه: ‌عروس خانم اگه نمي‌ريني اون قندون رو بده

به لره ميگن ۳  تا اسم بگو اخرش الله باشه .ميگه :ماشاالله  يدالله  سيندرالله.

به لره ميگن فاميلي خدا چيه ميگه ..... وكيلي.

لره از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!!

يه روز يه لره ساعت ميخره . روز اول همه ازش ساعت ميپرسن ، اصباني ميشه ميگه : حالا اينقدر بپرسين تا برينين توش!!

يه روز يه مامانه برايه بچش لالايي ميخونده پس از يه ربع بچه ميگه مامان خفه شو ميخوام بخوابم.

انقلاب ما انفجار نور بود.
جايزه نوبل فيزيك به امام خميني داده شد . زيرا او توانسته بود نور را منفجر كند.

 فیلم های بزرگترین جشنواره قم ...
۱-آخوندی با کفش های کتانی.
۲-امامه ای برای دو نفر.
۳-ابا قرمزی.
۴-من بچه شیخ 15 سال دارم.

 نماز خوندن معتادا: بسم الله لحمان لحيم .قفلو داد به احد .......احد داد به شمد......لم داد اين ور.....لم داد اون ور........ولم کن بابا کفرش دراومد احد

به لره ميگن 5 اصول دين رو نام ببر  ميگه : توحيد . امامت .  نبوت . ونك . رسالت

به لره يه ماشين انگيليسي ميدن از اونا كه فرمونشون سمت راسته . ميگن چطوره  . ميگه: بد نيست ولي نميدونم چرا هر وقت تف ميكنم ميفته رو خانومم

روش دفع انگل:10روز تمام فقط چایی و بیسکویت میخوری روز 11 فقط چایی میخوری در این صورت کرم میاد بیرون و میگه بیسکویتش کو؟!!!!!!!!!!!!

سخت ترين سئوال كنكور سال 86 ؟
1.       هه هه هه هه
2.       هه هه هه هه
3.       هه هه هه هه
4.       هه هه هه هه
در كدوم گزينه قل مراد داره گريه مي كنه؟

عزيزم اميدوارم عمرت مثل دستمال توالت باشه
دراز
سفيد
مفيد !!!

+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:20 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوك های امروز

يک روز کرده سر زمين بوده ميبينه از دور يک ابر تيره داره مياد ميگه خدايا اگه اين از اينجا رد بشه و به مزرعه من ضرر نزنه من يک مرغ نذر ميکنم ابر ها نزديک ميشن ميگه گوسفند نذر ميکنم ابرها نزديکتر ميشه ميگه گاو ميکشم ابرها بدون ضرر رد ميشن کرده ميگه خدايا خودت مدوني کردها از اين حرفها زياد ميزنه

احمدي نژاد : من ورزشکار نيستم ولي شبها با شلوار ورزشي مي خوابم


لره مسافر کشي مي کرده .يه جا زنه مي گه : اقا ببخشيد کريمخان ميريد؟ لره مي گه: اه خوب معلومه اگه نميريد که مي تركييد

به لره می گن گوز چه شکلیه؟ می گه: حلقه ای . می گن : چرا؟ می گه: اخه هروقت زنم می گوزه می ندازه گردن من

به لره می گن تا حالها توی زندگیت ریسک کردی می گه اره، یک بار که اسهال داشتم بدجوری گوزیدم.

يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا ردتون مي كنم.

یه روز یه پشه تو چای یه اصفهانی می افته . اصفهانیه پشه رو از توی چای در میاره و میگه : یالا توفش کن .

يه روز يه اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار ميداده که دستش عرق ميکنه بعد دستش رو باز ميکنه به 25 تومني ميگه اگه تافردا هم گريه کني خرجت نميکنم!!

از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم

یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگد راست مگند اصفهانیا به خراشون میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگد آره آمو

یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند

یک اصفهانی چایی می یاره برای مهموناش ولی قند نمی یاره می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بخورید یه بچه ای میره تو بر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره می گه من گفتم چای با قند بخور نگفتم چای شیرین درست كن.

جوايز بانک بسيجيان:2 دستگاه تانک ذولفقار , 2000 متر پارچه چفيه, 5000 بليط سفر پياده به کربلا.
هر 5 سانتي متر ريش در هر روز 1 امتياز

شرايط پرواز در ايران: 1. اصل شناسنامه 2. پول بليط 3. دو قطعه عکس 20 در 25 براي سر قبر 4. فتوکپي برابربا اصل وصيت نامه

در گروه های دوستی دخترها هر روز می توانید شاهد این باشید که چطور همدیگرو مورد محبت قرار میدن.مثلا:
_ وقتی همدیگرو میبینن ابراز دلتنگی می کنن, با جملات ساده ای مثل : چقدر دلم برات تنگ شده بود
_ وقتی یکیشون مدل موش عوض میشه یا لباس جدید می خره بقیه حتی کوچک ترین جزئیاتی رو هم فکر میکنن قشنگه به زبون میارن ...مثلا : رنگش خیلی بهت میاد !!
و اما در گروههای دوستی پسرا ( چی بگم !؟! ) :
پسره در اوج محبته , احساس می کنه الان خیلی دلش برای دوستش تنگ شده, میره پیشش و مکالمات از این قراره :
_ به سلام خره...چطوری ( این جمله رو با نهایت عشق گفتا !!) و چون احساس نزدیکی میکنه, یه ضربه ی محکم هم به پشت کمر رفیقش میزنه که پسره پرت میشه تو جوب !!
_ دوست گرامی هم در جواب : بهههههههههه سلام رضا چی توز چطوری ؟ ؟
( از نوشتن بقیه ی جملات بسيار عاشقانه معذورم چون دیگه میره اون کانال !!)
وقتی یکیشون مدل موش رو عوض میکنه یا یه تیپ دیگه ای میزنه عکس العمل دوستاش اینه:
خیلی توپه !! یه چیزی تو مایه های آفتابه و سیفون .....شدی !!!
وقتی یکی یه لباس نو می پوشه (حالا فرض کنید چیز خوبی هم خریده :فرض محال که محال نیست(؟) بقیه :
چند خریدی ؟؟ نمیرزه بابا !! یارو ....گیرت آورده, گرون خریدی بدبخت !!! رنگش مثل قورمه سبزیه
خداییش دیگه همینطوره!!!!

لره با نردبون ميره سينما .ازش ميپرسن اين چيه نفهم؟
ميگه آخه ايلده فيلمش بلنده

پدرت چطوره؟
-عمرشو داد به شما
-اصفهاني: از قول من ازش تشكر كن

يه روز يه مرده جلوي يه فيل خودشو لخت ميكنه فيله ميزنه زير خنده
مرده ميگه : چرا ميخندي
فيله ميگه: آخه تو چطوري با اين نفس ميكشي.

محمود فکري رسما اعلام کرد بعد از خداحافظی از تیم ملی می خواد دنبال گیتار شماعی زاده بگرده !!!

حوا از آدم مي‌پرسه: منو دوست داري؟
آدم ميگه: مگه چاره ديگه‌اي هم دارم؟

به لره ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو
ميگه مامانتو

به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد
ميگه لاي نون
ميگن لاي نون؟
ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لو

لره سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از لره ميپرسه: شما چي؟ لره مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

دو تا لره دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟
دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه.
ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه.
خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد.
آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

پارسال يه همچين موقعهايي 3 تا ترك ميرن قايمباشك بازي كنن، 2 تاشون تا حالا پيدا نشدن!!!

يک روز يک لره می خواسته بره بهشت زهرا هر جا می ره گل پيدا نمی کنه کمپوت ميبره!!!!!!

لره داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتومبیل در لاین مخالف در حرکت است" لره همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن

یه تركه با چهارتا فارس توی خوابگاه دانشگاه هم اتاق بودن . این فارس ها تمام ترم این رو سر کار گذاشتند و اذیتش کردند . آخر ترم حسابی پشیمون شدن و اومدن به تركه گفتن ما قول میدیم دیگه اذییت نکنیم .تركه گفت : گول گول میدین.فارس ها گفتن : قول قول میدیم دیگه کاری نداشته باشیم.تركه گفت : پس من گول میدم دیگه تو قوری چاییتون نشاشم.

لره میره آمپول بزنه. تا یارو آمپول میزنه لره از جاش بلند میشه و داد میزنه: حیوون مگه کوری؟ سوراخ به این گندگی رو نمی بینی میزنی بغلش؟

لره سوار ماشین بوده چراغ قرمز با تمام سرعت رد میکنه دوستش بهش میگه : بابا تصادف میکنی ها . لره میگه : بی خیال بابا عشقی باش... چراغ دوم باز رد میکنه . رفیقش میگه : یکی میزنه بهت داغون میشی ها . لره میگه : بی خیال بابا عشقی باش....چراغ سوم و چهارم و پنجم و همینطوری رد میکنه یه دفعه چراغ ششم وقتی چراغ سبز بوده لره میزنه رو ترمز . رفیقش دیگه : بابا تو خلی ها چراغ سبز رو صبر میکنی. لره میگه : یه وقت دیدی یه نفر عشقی عشقی از اونور اومد.

اينو بدون که توي اين دنيا فقط يک قلب هست که به خاطر تو ميطپه و اون قلب خودته.
+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:20 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوک های امروز

لره تصادف می کنه : میاد پایین می بینه همه مردم جمع شدن . میگه هیچ کس زر نزنه، هیچ کس گه نخوره جز جناب سروان!!!
------------------------------------------------------
تركه تو خیابون داشته خفه میشده هی میگفت بربری -بربری ملت کف میکنن براش بربری میارن تركه می خوره میگه: اخی اب تو گلوم گیر کرده بود
-------------------------------------------------------
به لره ميگن سفر حج چطور بود ؟
ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش!
-------------------------------------------------------
به يارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟
يارو ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو !!!!!
------------------------------------------------------

جاسم يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟ دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟ جاسم ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده !!!
------------------------------------------------------
لره و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يك جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. لره خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ لره ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم؟!
------------------------------------------------------
از بسيجيه ميپرسن: ميدوني خدا كيه؟
ميگه: نماينده ولي فقيه در كائنات!
------------------------------------------------------
دختره براي بسيجي بوس ميفرسته . بسيجيه جاخالي ميده
------------------------------------------------------
تركه اومده بود زنشو طلاق بده. بهش گفتند چرا؟ گفت: به خدا از دست اين زن خسته شدم! از همون روز اول، هرچی‌ جلو دستش بود پرت ميچرد به من! بهش گفتند: پس چرا بعد از اين همه سال، الان اومدی طلاقش بدی؟ تركه گفت: آخه كپی اوغلی تازگيها نشونه جيری‌اش بهتر از گبل شده
------------------------------------------------------
لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم ميشه!
------------------------------------------------------
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من هيچي نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
------------------------------------------------------
به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!
------------------------------------------------------
مي دونستي اگه ، چهل شب اشغال هاتون رو دم در بذاريد شب چهلم احمدي نژاد تو خواب مي بينيد
------------------------------------------------------
لره یه دختر تهرونی میگیره شب عروسی فامیلای عروس میگن: سبد سبدگل یاس عروس ما چه زیباست . فامیلای لره میان کم نیارن میگن: گونی گونی پشگل عباسعلی خوشگل
------------------------------------------------------
به رفسنجاني ميگن شما مال و اموالت چقدره ؟ ميگه والا ما يه تيكه زمين داريم ايران افتاده توش
------------------------------------------------------
در اصفهان هيچكس ساعت ندارد براي اينكه همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي كنند
------------------------------------------------------
احمدی نژاد اسامی 3 تن از مفسدان اقتصادی رااعلام کرد:
اسدی - کلانی- فرج

+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:19 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوک امروز

آخرين ورژن وصييت نامه امام راحل :اينطور نباشد که ما ارتحال کنيم شما عشق و حال ،دو روز تعطيل بشود شما هم پاشيد بريد شمال.

خبرنگار از يكي مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه كه اسفالت نيست چيه؟؟
يارو ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران
من بچه اين محل نيستم

اگر به «مدفوع» بگيم «گل»، آنوقت داريم:
باسن: گلدان ، اسهال: گلاب ، باد صدادار: گلبانگ ، سيفون: گلبار ، باد بي‌صدا: گل يا پوچ ، توالت: گلزار

ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد "شامپو يدالله"

از يكي مي پرسن:"ربنا آتنا في الدنيا الحسنه و في الاخرت الحسنه"يعني چي؟
يارو ميگه:يعني دنيا خوبه حسن ، ولي عذاب آخرت خيلي خطرناکه حسن

به كرده ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشت بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ كرده ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش !

پسري بودم كه اسم نداشت . . . با دختري آشنا شدم كه وجود نداشت . . . به شهري رفتم كه ادم نداشت . . . به رستوراني رفتم كه غذا نداشت . . . با قاشقي غذا خوردم كه دسته نداشت . . . غذايي كه اصلا مزه نداشت . . . ولي سركار گذاشتن تو خيلي مزه داشت !

يه روزي ممكنه موهاي سرت رو از دست بدي ، حتي دندوناتو ، يا عقلتو ، اما يه چيزي كه هيچ وقت از دست نميدي خوشگليته ، چون ادم چيزي رو كه نداره از دست نميده !

از لره ميپرسن: اگه امريكا حمله كنه چيكار ميكني؟؟ ميگه: اول خونسرديمو حفظ ميكنم... بعد زنگ ميزنم 110

امام جمعه خرم آباد :اين لطف خدا بود که آمريکادر بازيهاي آسيايي حتي يک مدال هم نياورد ! ! ! !

پانصد سال پس از خلقت آدم: با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه( بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خود





+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:19 AM توسط علی قاتی باقالی |


جوک های امروز

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم
طلاب از فردا به صورت امامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند !!!

تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟
يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن!
تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

ميگن علي دايي رو تو پلي استيشن هم نميشه عوض كرد!!!!!!!!!!!!!!!

یه سوال برای ما پیش اومده شاید شما جوابش رو بدونید:
آیا می دونید حاج زنبور عسل حج عمره رفته بود یا حج تمتع؟

لره نماز قضا زياد داشته هر وقت نماز مي خونده زير جانمازش كاربن ميذاشته.

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره،
جلسة اول از معلمش مي پرسه:
اين چراغ رنگيه چيه؟!
يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـــرم... مـــا لـــرم!!
افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

هم زشت و هم جوادم بد تيپو بد لباسم
گويم سخن فراوان با آنکه بي سوادم
تيغ و ژيلت ندارم
حموم رفته ز يادم
پايم دهد کمي بو من احمدي نژادم

يه بسيجيه داشته به اسمان نگاه مي کرده مي بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين ميگه استغفرالله

در پي حملات هوايي اسرائيل به لبنان. دولت ايران براي ياري رساندن به حزب الله علي دائي را به عنوان مترسک براي ترساندن خلبانان اسرائيلي به لبنان ارسال کرد

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ,
ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود !!!

تركا زنگ مي زنن قم مي گن يه امام جمعه برامون بفرستين مي پرسن پس قبلي چي شد؟
ميگن اونو كشتيم امام زاده ساختيم!

به يكي ميگن يه جمله بگو كه توش سه تا دروغ باشه ميگه : دانشگاه ازاد اسلامي

سازمان تبليغات اسلامي آمريکا اعلام کرد :
جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگزار ميگردد
مکان مهديه واشنگتن با حضور مداحان ارجمند حاج مايکل جکسون و حاجيه خانم جنفير لوپز

تركه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............

به لره می گن گاو ها از اول شاخ داشتن؟
می گه نه ولی وقتی ديدن آدم ها تو شيرشون آب ريختن از تعجب شاخ در آوردن

بچه شش ماهه به دنیا میاد! میگن چرا شش ماهه به دنیا اومدی؟
میگه سه ماه بسیجی داشتم!

اولين زن ايراني هم به فضا رفت
به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

بسیجیه می خواسته به دختره متلک بندازه
میگه خوشگله نماز خوندی؟

لره ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميکنن براي اينکه ضايع نشه
ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره

بي معرفت شدي . محل نمي ذاري . اس ام اس نمي دي . خودت رو واسه من مي گيري . اين همه بي محلي واسه چي ؟؟ حالا خوبه كه فقط عكست رو چي توز هستش ...

دعای بعد از طلاق:خدایا این دلبر شیرین که سپردی به منش از بس که لوس و نونور بود سپردم به ننش !!

اطلاعيه !! آب تهران به مدت يک هفته قطع ميشود . آقای احمدی نژاد ميخواد بره حموم
اطلاعيه !!! خبرگزاری رسمی آمريکا از جوراب آقای احمدی نژاد به عنوان صلاح کشتار جمعی ياد کرد
اطلاعیه !!! پرزيدنت احمدی نژاد ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد !
ازش پرسيدند چرا ؟
گفت : به خاطر حمايت از گاو هايی که به من رای دادند

به لره میگن میخوای سحر صدات کنیم(بيدارت كنيم)؟ میگه نه همون شير علي خوبه!!

+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 5:18 AM توسط علی قاتی باقالی |