جوک های امروز
يه نفر قبر كن بوده؛ يه شب از سر كار برميگرده خونه، مادرش بهش ميگه: چي شده پسرم؟ چرا سر و صورتت کبود شده؟ ميگه: آخه نمي دونم اين آخريه چرا اين قدر دست و پا مي زد؟
از يكي مي پرسن : مي دوني پل رو براي چي مي سازند؟ مي گه : براي اينکه کشتيها از زيرش رد بشن
اولي:آيا مي دوني چرا زنبور ها گل مي خورن؟ دومي:نه نمي دونم. اولي:چون دروازه باني شون خوب نيست
يك احمقي مي خواست نماز بخونه؛ مهر نداشت امضا كرد
يه پرگاره رو جو ميگيره, مربع مي كشه
يه روز دونفر داشتن مي رفتن، يه خارجيه مي ياد با ماشينش از کنارشون رد مي شه و ميگه: گود مورنينگ. اولي در جواب مي گه: مورنينگ گود. دومي ازش مي پرسه: تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام
ميخه ميره عروسي، اون قدر قر مي ده که مي شه پيچ
از گوسفنده مي پرسن: بزرگترين آرزوت چيه؟ مي گه: براي يه بار هم که شده، من جلو وانت بشينم
يكي مي ره در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس؛ ميخوام پنير بخورم
يه روز پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سيره به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا ميخوردمت
يه روز يكي ميره سيگار فروشي و ميگه: آقا سيگار برگ دارين؟ جواب ميده: خير. مرده ميگه: پس لطفا يك بسته كوبيده بدين
يه روز يه راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد و اون رو برداشت
يه بار يکي مي خواسته مزاحم تلفني بشه، سر هر ساعت مي ره دم كيوسک هاي تلفن عمومي؛ در اونا رو مي زنه و در مي ره
يكي مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه: جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ مجريه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه
يكي زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن اصغر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. مرده ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين
يكي ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سر